الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

422

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

و تقوايش بهره گيرند و خير و رشاد را از او استفاده كنند ، ولى وى به اين امر توجهى ننمود و عبد اللّه را به آنجا فرستاد تنها به اين دليل كه وى پسر داييش بوده است . و بنا به گفتهء راويان ، وى در آنجا به زندگى پرتجمل و اسرافكارى روى آورد و آن گونه كه اشعرى از او ياد مىكند « 1 » ، شخصى بىبندوبار و ولخرج بود . او نخستين كسى بود كه در بصره جامه‌اى از خز پوشيد . وى جبه‌اى تيره رنگ به تن كرد و مردم گفتند : امير ، پوست خرس به تن كرده است . وى جامه‌اش را عوض كرد و جبه‌اى سرخ رنگ پوشيد « 2 » . ( 1 ) عامر بن عبد اللّه تميمى ، بر سياست و اعمال وى اعتراض كرد و نيز از رفتار و سيرت عثمان انتقاد نمود . و طبرى روايت نموده كه عده‌اى از مسلمين فراهم آمدند و در مورد اعمال عثمان به گفتگو نشستند و بنابراين گذاشتند كه شخصى را نزد وى بفرستند تا با او سخن بگويد و وى را از كارهايش باخبر سازند . آنان عامر بن عبد اللّه را براى ديدار با وى بر گزيدند و هنگامى كه با او رو به رو شد ، به وى گفت : ( 2 ) « جمعى از مسلمين فراهم آمدند و كارهاى تو را بررسى نمودند و ديدند كه تو مرتكب امور عظيمى گشته‌اى ، پس از خداى عز و جل پروا كن و به سوى او بازگرد و از آن كارها دورى گزين . . . » . ( 3 ) عثمان او را حقير شمرد و از وى روى گردانيد و به اطرافيانش گفت : « به اين شخص بنگريد ، مردم ادعا مىكنند كه وى قارى است در حالى كه وى مىآيد و از مسائل پيش پا افتاده با من سخن مىگويد . به خدا قسم او نمىداند خداوند كجاست » .

--> ( 1 ) الكامل 3 / 99 - 100 . ( 2 ) الاستيعاب 2 / 933 . اسد الغابة 3 / 192 .